![]() |
| عمارت مِلِک ( حاج مِلِک التجار بوشهری ) در بهمنی بندر بوشهر عکس: عبدالرسول شادمان |
نباریدن باران به خاطر دکل مخابراتی انگلیسهاست !
( نگاهی به بخشی از زندگی حاج ملک التجار بوشهری ) ![]() |
| مسجد و عمارت مِلِک در کوی شنبدی عکس: عبدالرسول شادمان |
حاج محمد مهدی ملک التجار بوشهری مشهور به حاج صاحب بازرگان سرمایه دار و سیاستمدار بنام بود که با انگلیس ها مبارزه می کرد و دشمن سرسخت و قسم خورده آنان بود. حاج ملک از اروپا، آسیا و آفریقا کالای وارداتی زیادی را وارد می کرد و در کار تجارت کارش بالا گرفته و در ایران و در کشورهای مجاور مشهور شده بود. در یکی از سفرهایش به فرانسه در پاریس ایرانیان و فرانسویان از وی بخوبی پذیرایی و تجلیل کردند و کاخهای بزرگان و دولتمردان فرانسوی را به وی نشان دادند. یکی از کاخها بسیار برای حاج ملک جلب توجه کرد. نقشه کاخ را مطالبه کرد و در برگشت به بندر بوشهر مهندس و ارشیتک و معمار فرانسوی را همراه با نقشه ساختمان با خود آورده و در بهمنی نمونه و بدل آن کاخ را پیاده کرد. چوبهای قیمتی ساج و چندل و سی سم از هندوستان و آفریقا وارد شد و در آن ساختمان کاخ بکار رفت. کاخ ملک دارای حوض ها و استخرها که در دو طبقه و قسمتی از آن در سه منطقه ساخته شده بود و نیز دارای اطاقهای مخصوص زندگی کنیزان و غلامان و خدمتکاران و چندین سالن و اطاق مخصوص مهمان بود. در حوض ها و استخرهای عمارت که از کاشیها و موزائیک های ساخت هندوستان استفاده شده بود، ماهی و لاک پشت دیده می شد. او چندین باغ و باغچه، دارای درختان و نهال های لیموی ترش و شیرین و نارنگی و انار و پرتقال و نارنج بوجود آورده بود. اگر نگویم بی نظیر بود ولی کم نظیر بود.
حاج محمد مهدی ملک التجار که ثروتمند و سرمایه دار بزرگی بود بسیار ولخرج بود. هفته ای یکبار ضیافت شام یا نهار در عمارت قصر تشکیل می داد که در آن بزرگان و برگزیدگان اعیان و اشراف، خان حاکم، رؤسا اداره های دولتی و نهادهای لشکری و کشوری و نمایندگان سیاسی خارجی مقیم بندر بوشهر را دعوت می کرد که حاضر می شدند و شرکت می کردند. در میان نمایندگان سیاسی کشورهای خارجی در بندر بوشهر دیپلمات ها و سیاستمداران کشور روسیه تزاری و کشور بریتانیا سخت با یکدیگر رقابت می کردند و تا آنجا که می توانستند با هم به اشکال تراشی و اخلال می پرداختند و شایعات زیادی علیه یکدیگر می پراکندند و می کوشیدند تا بوشهریان را علیه طرف مقابل شورانده و بدبین و نگران سازند. دو سال بود که باران نباریده بود و بی آبی مردم بندر بوشهر را ناراحت ساخته و می آزرد. در شهر عده ای که آب انبار در خانه داشتند از آب آب انبار که ذخیره کرده بودند استفاده می کردند و برخی هم از آب انبار بزرگ قوام و آب انبار حاج محمد، بهره مند می شدند. سقاها نیز از آبهای چاههای بهمنی و اُندُوربُندُر، هلیله، ریشهر، پودَر و امامزاده مشکهای خود را پر آب می ساختند و بار الاغ می کردند و به شهر بوشهر می آوردند و به مردم می فروختند. عده ای از ارازل و اوباش ماجراجو که از ناحیه مقامات سیاسی نمایندگی روسیه تزاری تحریک و اغوا و تغذیه می شدند در میان عوام الناس ساده اندیش شایع کردند که عدم بارندگی بر اثر وجود دکل های بی سیم انگلیس ها است که در زمین بهمنی نزدیک عمارت ملک نصب شده و اگر این دکل های بی سیم از زمین برداشته شود و از میان بروند بزودی باران خواهد بارید و ابرهای آبستن باران بر فراز بندر بوشهر رحمت حق را نازل خواهند ساخت و شهروندان بوشهری سیرآب خواهند شد.
در یکی از روزها مردم زودباور از امامزاده، ریشهر، بهمنی، سنگی، جبری و ظلم آباد گرد آمدند و شورش و هیاهو و بلوا براه انداختند و خود را به دکل های تلگراف بی سیم انگلیس ها رساندند و با دادن شعار و تظاهرات و دشنام و نفرین به انگلیس ها دکل های تلگرام بی سیم را از زمین کندند و شکستند. اتفاقاً در آن روز حاج محمد مهدی ملک التجار ضیافتی برای نهار ترتیب داده بود که اعیان و اشراف و تجار و حکمران و نمایندگان سیاسی کشورهای خارجی در آن شرکت داشتند و مهمانان تظاهرات و جنجال بوشهریان را در برانداختن و شکستن دکل های تلگراف بی سیم انگلیس ها تماشا کرده بودند.
سیاستمداران بدبین و خودخواه و دیپلمات های انگلیسی تصور کردند این بلوا و شورش بر اثر تحریکات و برنامه ریزی قبلی حاج محمد مهدی ملک التجار است و بیش از پیش کینه و خصومت و دشمنی ایشان را بدل گرفتند در حالیکه چنین نبود و حاج صاحب اصولاً در این کار دخالتی نداشت و از آن کاملاً بی اطلاع و ناآگاه بود.
روایت می کنند و شهرت داشت هنگامیکه ظل السلطان ولیعهد ناصرالدین شاه قاجار که حکومت و فرمانروایی فارس و خوزستان و اصفهان را بعهده داشت به دعوت حاج محمد مهدی ملک التجار به بندر بوشهر آمد و از وی پذیرایی شایان و شاهانه بعمل آمد حاج ملک التجار بخاطر اینکه بزرگی و ثروت و اقتدار خود را به رخ ولیعهد ناصرالدین شاه قاجار بکشد با آتش و شعله اسکناس رایج ممالک محروسه ایران را در آتشدان سماور ریخت و آب سماور را گرم و داغ و جوشان ساخت و برای ولیعهد چایی پررنگ و معطر ساخت و به وی تقدیم داشت. علت دوستی و آشنایی حاج ملک با ولیعهد پادشاه قاجار این بود که ولیعهد در شرکت کشتیرانی بین المللی انگلیس بنام « فرانک سی استریک الرمن لین » شریک و سهیم بود و هر سال مبالغ کلان و هنگفتی پول سکه نقره رایج ایران را در صندوق ها و جعبه های محکم و وطمئن توسط حاج ملک به بندر بوشهر می فرستاد و حاج ملک بدستور ایشان آن پول های سکه و نقره ایرانی را بوسیله کشتی به لندن ارسال می داشت و در لندن به حساب وایعهد شاه قاجار تحویل و تسلیم بانک انگلستان ( بانک اوف انگلند ) می گردید و آن بانک پول های دریافتی را به حساب کمپانی کشتیرانی بازرگانی اقیانوس پیمای انگلیس « فرنک سی استریک » می گذاشت و بنام ولیعهد ناصرالدین شاه قاجار ثبت می کرد.
حاج ملک هنگام ازدواج و عروسی پسرش از بهمنی تا عمارت خود در کوی شنبدی بوشهر، فرش غالی ترکی گسترده و پهن کرد. بطوریکه می دانیم حاج ملک دو عمارت بزرگ داشت یکی در کوی شنبدی بندر بوشهر و دیگری در بهمنی. زمستانها حاج ملک در ساختمان کوی شنبدی زندگی می کرد و بسر می برد. ایشان هر شب جمعه در دلان خانه اش می نشست و به رهگذران بوشهری که ار کنار خانه اش می گذشتند از یک قران یا دو قران سکه نقره رایج ممالک محروسه ایران می داد. مردم به سکه های نقره یک قرانی و دو قرانی پرداختی حاج ملک در عصرهای روز پنجشنبه ( شب جمعه ) اعتقاد و باور عجیبی داشتند و می گفتند این پول به پول آنها خیر و برکت می بخشد و می کوشیدند تا این سکه نقره را از حاج ملک شب های جمعه دریافت کنند و در کیسه سکه های پول خود جای دهند و نگه داری نمایند. در جنگ جهانی اول سال های 1918، 1914 حاج ملک علیه اشغالگران و سیاستمداران انگلیسی فعالیت و مبارزه می کرد. رزمندگان و جنگاوران و احرار جنوب را با کمک های مالی و فکری و ارائه طریق خود تقویت و کمک می نمود برای آنها اسلحه و مهمات جنگی از مسقط وارد می ساخت و در اختیار مبارزان تنگستانی و دشتستانی و برازجانی می گذاشت.* حاج ملک به ایران و ایرانیان عشق می ورزید. بندر بوشهر و بوشهریان را با جان و دل دوست می داشت و به دردمندان و از پاافتادگان و نیازمندان کمک و مساعدت می کرد و می کوشید تا خواسته و نیاز آنان را بر طرف و مرتفع سازد و مشکلات و معضلات آنها را حل و فصل نماید. حاج ملک در کنار خانه اش واقع در کوی شنبدی یک مسجد بنا کرده بود. این مسجد که در جوار عمارت حاج ملک قرار داشت می توان گفت مسجد خصوصی ملک بود که در ایام ولیالی محرم الحرام و صفرالمظفر و رمضان المبارک در آن روضه خوانی داشت و آنان که در مسجد حاضر بودند را اطعام می داد. افزون بر روضه خوانی در روزهای جشن و اعیاد مذهبی و ملی در آن مسجد مجلس جشن و سرور و شادمانی بر پا بود و شیرینی و شربت و غذا به شرکت کنندگان و حاضرین در مجلس جشن در مسجد خورانده می شد. نماز صبح و ظهر و شب در مسجد ملک اقامه می شد و مردم محلات بندر بوشهر در آن شرکت می کردند و نماز می خواندند. در مجلس روضه خوانی، غلامان حاج ملک با قلیان های نقره وارد مسجد می شدند و قلیان پیش روی آنان که قلیان می کشیدند می گذاشتند و به خدمت می پرداختند.
![]() |
| عمارت مِلِک در کوی شنبدی عکس: عبدالرسول شادمان |
نویسنده: عبدالرحیم جعفری
از نوشته « یادی از پیر مطبوعات بوشهر » یادنامه شادروان عبدالرحیم جعفری به کوشش: قاسم یاحسینی
*
از لحاظ تاریخی این مطلب چندان درست نیست. ملک التجار در سالهای جنگ جهانی اول زنده نبود. ( یا حسینی ) ـ
از لحاظ تاریخی این مطلب چندان درست نیست. ملک التجار در سالهای جنگ جهانی اول زنده نبود. ( یا حسینی ) ـ



