۱۳۸۹ تیر ۳۱, پنجشنبه

بافت پیشین بندر بوشهر و چهار محل             بخش یک                محله بهبهانی



از آنجایی که بیشترین مکان ها و جایگاه های تاریخی و پیشین بندر بوشهر از جمله جاه های بازرگانی مانند بانک، تجارت خانه ها، ساختمان های دولتی، بازارها و مکان های مذهبی مانند مساجد، کلیساها،کنیسه ها و خانه هایی که برای آیین مذهبی وقف شده بودند و مکان های بهداشتی مانند بیمارستان ،حمام ها و همچنین بسیاری از زیباترین عمارت ها و خانه های بازرگانان و دیگر شخصیت های پیشین بوشهری که از نظر معماری و هنری بی همتا بوده و بخش بزرگی از هویت شهر بوشهر را تشکیل می داده در چهار محل بوشهر بوده اند، در این یادداشت میل دارم با هم سری به *کیچه پس کیچه های بندر زیتری بزنیم . ( حالا یه نفس *گـُتی بکشین چه جمله دکه درازی شد ) بافت پیشین بندر بوشهر از چهار محل، محله های بهبهانی، شنبدی، کوتی و دهدشتی تشکیل می شده است. از آنجایی که بوشهر از آغاز بندری تجاری و اقتصادی بوده است مردمان و بازرگانان از بخش های مختلف ایران به این شهر سرازیر می شدند و از این رو نام محله ها بجز محله کوتی از روی نام محل و سرزمین مردمانی است که به بوشهر مهاجرت کرده و قسمتی از شهر را برای زندگی انتخاب و در آنجا جای گرفته سر چشمه گرفته شده است. نام کوی بهبهانی که بزرگ ترین و شاید کهن ترین محله بوشهر است از مهاجرین بهبهان که در این کوی زندگی می کرده اند گرفته شده. اگر ما شمال بوشهر پوزه باسیدون را با یک خط موازی با خیابان ساحلی به محله یهودی ها در قسمت غربی پیوند دهیم و آن را به سوی داخل شهر تا خانه دهدشتی و میدان حموم قبری ( حموم حاج ابراهیم خرمایی ) ادامه داده و از آنجا به سوی شمال شهر کشیده و از حموم حاج مم جعفر ( محمد جعفر ) گذشته و از تاق *خینی به ساختمان ارگ دولتی و تا گمرک بکشیم و از آنجا دوباره به باسیدون پیوند دهیم این بخش شهر را کوی بهبهانی تشکیل می دهد. من در این یادداشت ها بیشتر از عکس های ماهواره ای بوشهر که ازسال های گذشته روی آنها نشانه و نام گذاری کرده ام استفاده می کنم که البته هنوز تمام نیستند. در این عکس ها بیشتر تلاش کرده ام نام و جای ساختمان و مکان هایی که از نظر تاریخی، فرهنگی، مذهبی،بازرگانی، بهداشتی، معماری و هنری مهم و با ارزش بوده مشخص کنم هر چند که بسیاری از این محل ها دیگر وجود ندارند. خوشحال می شوم که همشهری های عزیز محبت کرده و اگر در این عکس ها هر گونه اشتباهی یا کمبودی در نام گذاری یا نشانه گذاری وجود دارد برایم بنویسند تا بتوانم آن را کامل تر و تمام کنم. از آنجایی که خانه ما روبروی میدان قبری آنسوی خیابان ششم بهمن قرار داشت این میدان محل بازی ما بچه ها بود و در آنجا بازی های گوناگون می کردیم که در هنگامی دیگر به این بازی ها خواهم پرداخت. این میدان که مسجد قبری در آن قرار دارد همانطور که از نامش پیداست در گذشته گورستان بوده است. البته زمانی که ما در آن بازی می کردیم زمین میدان هموار بود و هیچگونه ردی از گور دیده نمی شد ولی در حقیقت ما روی گورها بازی می کردیم. هنوز به یاد دارم که آقای عبدالرسول دهدشتی که معاون بانک ملی بوشهر بود با قدی بلند، موهایی سپید که همیشه آنها را به روی بالا شانه کرده بود با یک شلوار خاکستری و یک پیراهن آستین بلند سپید در پسین تنگ که فکر کنم شب های جمعه بود روبروی کوچه ای که به تاق خانه اش می خورد در میدان کمی به طرف مسجد در محل خاصی می ایستاد و فاتحه می خواند. ردی از گور نبود ولی او بی شک می دانست که چه کسی در اینجا در زیر خاک آرمیده است. خانه های آقای دهدشتی که او از پدرش به ارث برده بود در این محل قرار داشتند که اکنون از آنها تنها یکی بجای مانده است. به یاد دارم که روی گوشه شمالی *سرپله *بون این خانه دو شاخ بزگ قوچ نصب شده بود و این خود برای من در آن سنین این خانه را بیشتر افسانه ای و جادویی می کرد. این خانه بزرگ می توان گفت در زمان خود نقش یک ساختمان آسمان خراش داشته و شاید کسی در آن دوران چنین خانه چهار طبقه شخصی نداشته است.از ویژه گیهای این خانه که از دید تاریخی،معماری و هنری از اهمیت زیادی برخوردار هستند این است که این خانه در زمان فرمانروایی قاجار ساخته شده و چهار طبقه است. گچ بری های بسیار زیبایی درون اتاق هایش وجود دارد، سقف اتاق *مجلسی به سبک اروپایی نقاشی رنگ و روغن شده است، دارای *اُرسی با شیشه های رنگین و در و پنجره های چوبی با هلال های زیبای رنگین و همچنین دارای کتیبه های چوبی با گره چینی و شیشه های رنگی بسیار زیبا و دیدنی و غیره می باشد.   ( خانه دهدشتی )  از آنجایی که پدر آقای دهدشتی تاجر روغن بوده است به آنها روغنی هم می گفته اند. یکی دیگر از خانه های آقای دهدشتی در میدان قبری قرار داشت و بزرگ با شکوه سر به آسمان کشیده بود، تاق روغنی یا دهدشتی به این خانه پیوند داشت و هنگامی که از زیر تاق می گذشتی و به انتهای آن می رسیدی در این خانه در کوچه باز می شد. البته کسی دیگر توی این خانه زنده گی نمی کرد ولی گه گاهی آقای دهدشتی را می دیدم که برای سر کشی درون آن خانه می شود.این خانه قدیمی تر از خانه ای بود که او خود و با زنش تنها در آن زنده گی می کردند و کنون به میراث فرهنگی بوشهر تعلق دارد. تا سال شصت و سه که من هنوز در بوشهر بودم این خانه پا بر جا بود و نمی دانم این خانه بسیار بزرگ و زیبا که بی شک دست کمی از این خانه دهدشتی که بجای مانده نداشته کی و در چه سالی ویران گشته است. در کوچه دهدشتی همیشه سایه و در زیر خانه اش در تابستان های داغ همیشه خنک بود، خانه سر به فلک کشیده او باد را از آسمان می گرفت و مانند یک کانال آنها را به سوی پایین در کوچه ها هدایت می کرد و به همین سبب در بعد از ظهرهای داغ تابستان که *اَفتو *جـِـرنگ نفس ها را می برید پاره ای از بچه های محل در سایه این خانه در کوچه زیر دیوار خانه دهدشتی می نشتند یا دراز می کشیدند و جانانه ترین و شیرین ترین خواب ها را می کردند.

پا نویس
اگر میخواهید عکس ها را بزرگ تر ببینید روی آنها کلیک کنید.
من چندین جا دیده ام که در زیر عکس خانه دهدشتی محله کوتی نوشته شده است که این درست نیست، میدان قبری و خانه دهدشتی در محله بهبهانی است.
*کیچه = کوچه      *گـُتی = بزرگی، گـُت = بزرگ      *خینی = خونی، خین = خون
سرپله =   پله بام معمولن روی بام خانه یک اتاقک و سر پناه دارد که  دارای یک در است و آن را سر پله می نامند.     *بون = بام     *مجلسی = پذیرایی    *اُرسی = اتاقی که دارای باز شو های چوبی کشویی است که از پایین به طرف بالا کشیده می شود و با گره چینی های زیبا و شیشه های رنگین تزیین شده اند.     *افتو = آفتاب          *جـِرنگ = داغ و سوزان

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ    

1 دیدگاه:

شادمان گفت...

سلام آقای پور صباغ
نخستین بخش از نوشته هایتان را در باره بافت قدیم و جهار محل راخواندم و لذت بردم منتظر بخش های بعدی هستم
موفق باشید.